- تنهایی:
این روزها،
نیمکتی افسردهام
- در پارکی خلوت -
که زمزمههای عاشقانه
به گوشم نمیخورد!
#لیلا_طیبی (رها)
#هاشور
عمید صادقینسب
عمید صادقینسب، ( تهران ۱۰ اردیبهشت ۱۳۵۴- تهران ۶ اسفند ۱۳۹۶ ش)؛ شاعر، آهنگساز، خواننده، روزنامهنگار، خوشنویس و نویسنده ایرانی. از سال ۱۳۶۹ تحصیل موسیقی را در تهران شروع کرد. از سال ۱۳۷۲ شعرهای او در نشریات ایران منتشر شد و از سال ۱۳۷۵ داستانهایش.
او در رشته موسیقی تحصیل کرده بود و از سال ۱۳۷۲ شعرهایش در نشریات منتشر میشد. او با روزنامههای ایران، ستاره صبح، صبح امروز، پیام آزادی، صدای عدالت، و صدای ملت همکاری داشت. مدتی نیز در سال ۱۳۸۵ دبیر نشریه کلک بود. همچنین از سال ۸۱ تا ۸۶ با رادیو و تلویزیون همکاری داشت. سال ۸۷ نیز سه کتاب به نشر افراز داد که غیرمجاز اعلام شد و چاپ نکردند؛ او هم دیگر پیگیری نکرد. آلبوم موسیقی او نیز «شنیدن سکوت» نام داشت که در سال ۹۲ منتشر شد.
از جمله جوایز و افتخارات او میتوان به: جایزه شعر عصر پنحشنبه برای شعرهای کتاب کاکتوس روبانزده در سال ۱۳۷۹ و به انتخاب منوچهر آتشی؛ نامزدی دریافت جایزه شعر امروز ایران برای کتابِ کاکتوس روبانزده در سال ۱۳۷۹ و نامزدی دریافت جایزه شعر امروز ایران برای کتاب چنگیز زنده است هنوز در سال ۱۳۸۱ اشاره کرد.
از فعالیتهای مهم صادقی نسب در زمینۀ موسیقی، جز تدریس، آهنگسازی و تنظیم میتوان به انتشار آلبوم “شنیدن سکوت” در سال ۱۳۹۰ با آهنگسازی و خوانندگی روی اشعار خودش اشاره کرد.
آثار:
- خودم را از چشم تو میبینم (مجموعه شعر- نشر حمیدا، ۱۳۷۷)؛
- کاکتوس روبانزده (مجموعه شعر- نشر حمیدا، ۱۳۷۹)؛
- چنگیز زنده است هنوز (مجموعه شعر- نشر نیمنگاه، ۱۳۸۱)؛
- پیامبری نشسته بر کندهی بلوط (مجموعه شعر- نشر آتنا، ۱۳۸۳)؛
- قانون آرامش (مجموعه شعر- نشر شهاب ثاقب، ۱۳۸۶)؛
- پردهی گوش من از پنجره آویزان است (مجموعه شعر- نشر داستان، ۱۳۹۴)؛
-شب سیاهپوست (مجموعه شعر ـ انتشارات هشت ، ۱۳۹۶ ).
او در یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶ بر اثر نارسایی کلیه درگذشت.
- نمونه اشعار:
(۱)
در این شعر
قرار است اتفاقی بیفتد
مثلن معشوقهی شاعر
از بلندی بمیرد
کامیون
از روی مخاطب خجالت بکشد
تی ان تی بار بزند
تویِ سیگار وُ
بکشد کنار وُ
جرعه جرعه سیانور بنوشد
با دو لولی در دهان
سقف را مغزی کند
معشوقه بخوابد رویِ ریل
رُتیل بزند به سرش
سراغِ شمس برود تا لنگرودی
که شهر نیست
نامِ شاعر است
و با سیمِ گیتار دار
بزند خودش را به در وُ دیوار
مخاطبی که باباچاهی بخواند
از کبوتر چاهی
می ترسد
از کابوسهایِ رویایی
پناه میبرد به این شعر
دل میزند به دریا
دل میدهد به کوسههایِ دریده
به مردههای رنگ پریده
و معشوقه هم چنان
رویِ ریل کشیده میشود
شاعر حواسش نیست
مخاطبی که این شعر را بخواند
امشب میمیرد.
(۲)
خیلی از این مردم
چون علف
پای گیلاسِ آفرینش روییدهاند
و خداوند
از خلق این خلایق متاسف است
دیروز عزاییل را دیدم
با ھمان کیف پستچی مآبش
پر از قبض رِوح
و به سراغ مشترکین میرفت
مصرف عمر من بالا رفته است
خیلی زود نوبت من میشود.
(۳)
دهانِ بازماندهها بازمانده بود
عشق نفس نمیکشید
موجهای خزر
تا ولنجک
میرسیدند
فرشتهها
با گیتار
پاپ راک رپ راک
رپ رپ راک راک
و کوب کوبِ طبل وُ
صدای فرشتهها
شبیه شُرشرِ آب
وقتی
آفریقا جنوبِ تهران
مرگ نفس میکشید
و دهان بازماندهها بازمانده بود
(۴)
به فراخورِ حال
حالم خراب وُ همین
بس نیست برای بریدنِ رگ
رگبرگهای من از
رگبارِ زیاد درد گرفتهاند
پاییز در من
تا بهارِ بعد رسیده
کسی کِی به دادم میرسد؟
تو کجایی؟
با مردهام نمیشود عشقبازی کرد
سرد میشود تنم
کفنم از جنسِ جین باشد بهتر
وصیتنامهام در کتابخانههای عمومی
خاک میخورد
خون میچکد زمین از لولهیِ رگهایم
زمین قرمز میشود از من
به کسی نگو
دارم از جهنم فرار میکنم.
(۵)
ساده اما قشنگ
آغاز کتاب اولم
چه ترسی بَرم داشت
چه ترسی
وقتی نگاهت
معنای آغاز کتاب اولم بود
و این قدر
پتک لازم نیست
جمجمهام طاقت این همه را ندارد
من اصلا هیچ
به فکر دستان کوچکت باش
باور کن
من تو را برای یک روز و صد سال نمیخواهم
برای همیشه میخواهمت
که آیینه بی قاب زود میشکند.
(۶)
دست خط
کجای کاری؟
این گلِ یخ نیست گل یخ زده است
بانو!
دارم خودم را از چشم تو میبینم
صورتی آب دیده
دستانی از آرنج خواب رفته
که خواب چیدن نارنج میبینند
و یک بغل پر از تو
که برای نوشتن یک دوستت دارم بیریا
از شوق در دستم قلم پا میشود.
(۷)
بعد از این
منتظر هرکه باشم
فکر میکنم
تو باید بیایی
اما اگر میشد
به کودکی برگشت
تو هم میآمدی
آن روز که رفتی،
پشت سرت باران بارید.
(۸)
حیف شد!
باران تو را خیس و پاره کرد
ای کفش قرارهای عاشقانهام
فکر میکنم
سال هاست که خورشید
از عشق ماه میسوزد
و باران
دلسوزی ابرهاست برای او
باران عرق ریزانِ ابرهاست
زمانی که سعی میکنند
زمین را دور خورشید بچرخانند
محض خاطر آن همه دیروز
نرو
کمی تحمل کن
ببین قطره های باران
وقتی که از هم جدا میشوند
چه زود میمیرند
این آسمان خجالت نمیکشد
با این همه سن و سال
تا دلش میگیرد
مثل بچهها
مینشیند و های های گریه میکند.
(۹)
ستارهھا را میبینم
ھر شب
با این که دورند
و تورا در روز ھم
نمیبینم
کاش ستاره بودی.
جمعآوری:
#لیلا_طیبی (رها)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع:
- وبلاگ ساده اما قشنگ
- khabaronline.ir
- seemorgh.com/culture
- سایت های اینترنتی.
۱- خلاء:
به آغوشم که میکشی،،،
زمان و مکان،
بی معنا میشود!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲ - کمان عشق:
کمان عشقام را
هر سو بگیرم
باز به قلب تو میزند
#لیلا_طیبی(رها)
#هاشور
@mikhanehkolop3
محمود کیانوش
پدر شعر کودک ایران
محمود کیانوش (زاده ۱۲ شهریور ۱۳۱۳ در مشهد) محقق، شاعر و نویسنده معاصر است. گستره آثار او علاوه بر شعر و داستان، زمینههای دیگری چون ترجمه، نقد ادبی و داستانهای کودکان را در بر میگیرد. بر همه اینها باید آثار روزنامهنگاری وی را نیز افزود. وی بیشتر برای کودکان شعر می سراید و ملقب به "پدر شعر کودک" در ایران می باشد.
داستان او در نوجوانی در مسابقه داستاننویسی دانش آموزان سراسر کشور برندهٔ مقام اوّل شد.
او از پیشگامان شعرهای منثور آهنگین است و مجموعهٔ شعرهای آهنگینش با عنوان «شکوفهٔ حیرت» (۱۳۳۴–۱۳۳۸) انتشار یافت. کیانوش از جمله شاعران معاصری است که اشعاری ساده و بی پیرایه می سراید. اشعار او در وصف انسان و طبیعت است و رابطه آنها بیشتر جنبه تعقل و منطق دارد تا احساس و عاطفه در واقع میتوان گفت شعر کیانوش بازتاب اندیشه ها و تاملات او درباره انسان و طبیعت است. شعرهایی که او در آنها به پیوند و ارتباط ذاتی انسان و طبیعت می پردازد، از زیبایی ویژه ای بر خوردارند کیانوش شاعری است که ذهنش سرشار از مسائل مردم است. در مجموع کیانوش شاعری است که با بیانی ساده و روشن و توصیف زیبای طبیعت و ارتباط انسان با آن اشعار موثر و دلنشینی را آفریده است.
اوّلین ترجمهٔ او به صورت کتاب، رمان «به خدایی ناشناخته» اثر جان اشتاین بک است که در سال ۱۳۳۶ منتشر شد.
کیانوش مدتی عضو هیئت تحریریه و همچنین سردبیر مجلّهٔ «صدف» و چهار دوره هم سردبیر مجلّهٔ «سخن» بود.
کیانوش هماکنون (۱۳۹۹) در لندن با همسرش پری منصوری که نویسنده و مترجم است، زندگی میکند. آنها دو فرزند به نامهای کاوه و کتایون دارند.
- کتابشانسی:
شمار آثار کیانوش از ۸۰ فزونتر است. از مهمترین آثار وی میتوان این عناوین را براساس کتابخانه ملی ایران نام برد:
- شعر:
شکوفه حیرت (مجموعه شعر)
ساده و غمناک (مجموعه شعر)
ماه و ماهی در چشمه باد (مجموعه شعر)
قصیدهای برای همه (یک شعر بلند)
آبهای خسته (مجموعه شعر)
خرخاکیها، یونجهها و کلاغها (مجموعه شعر)
ناگهان انسان و زمینش (یک شعر بلند)
از پرندهها و انسان (مجموعه شعر، به انگلیسی) ترجمه شده
- رمان:
مرد گرفتار، تهران: سازمان کتابهای جیبی، ۱۳۴۳.
برف و خون (با اسم مستعار دیگنو دِه آلابنتزا)، تهران: آگاه، ۱۳۵۶.
حرف و سکوت، تهران: فاروس، ۱۳۵۸.
غوّاص و ماهی، تهران: شباهنگ، ۱۳۶۸.
در آفاق نفس، تهران: سروش، ۱۳۸۲.
باغی در کویر، تهران: آفرینش، ۱۳۸۶.
این آقا کی باشند؟، تهران: مروارید، ۱۳۸۹.
اسم نمی خواهد (حدیث نفس)، لندن: بینا، ۲۰۱۰؛ تهران: انتشارات فرهنگ جاوید.
آی، زندگی!، لندن: بینا، ۲۰۱۲؛ تهران: فرهنگ جاوید.
سفر شک و سؤال، لندن: بینا، ۲۰۱۳؛ تهران: فرهنگ جاوید.
-داستان کوتاه:
غصّهای و قصّهای، تهران: سازمان کتابهای پرنده آبی، ۱۳۴۴.
در آنجا هیچکس نبود، تهران: زوار، ۱۳۴۵.
آینههای سیاه، تهران: انتشارت نیل، ۱۳۴۹.
و بلا آمد و شفا آمد، تهران: بینا، ۱۳۵۲.
در طاس لغزنده، تهران: آبانگاه، ۱۳۷۹.
- نمایشنامه:
از خون سیاوش، تهران: قطره، ۱۳۸۴.
علامت سؤال، تهران: قطره، ۱۳۸۸.
- رمان و داستان کوتاه برای کودک و نوجوان:
آدم یا روباه (رمان)، تهران: بینا، ۱۳۴۸.
از بالای پلۀ چهلم (مجموعۀ داستان کوتاه)، تهران: اندیشه، ۱۳۵۶.
دهکدۀ نو (مجموعۀ داستان کوتاه)، تهران: اشرفی، ۱۳۵۷.
از کیکاووس تا کیخسرو (بازنویسی سه داستان سهراب، سیاوش، و فرود از شاهنامۀ فردوسی)، بیجا: بینا، بیتا.
حمّامیها و آبانباریها، بیجا: بینا، بیتا.
خودنویس آبی و گل سرخ (رمان)، تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۹۲.
- نقد ادبی:
بررسی شعر و نثر فارسی معاصر (مجموعه مقالات)، تهران: مانی، ۱۳۵۳.
نظم، فضیلت و زیبایی (تأملاتی در هنر و ادبیات)، تهران: آگاه، ۱۳۶۹.
زن و عشق در دنیای صادق هدایت و نقدی تحلیلی و تطبیقی بر بوف کور، لوس آنجلس: شرکت کتاب، ۱۳۸۲؛ تهران: فرهنگ جاوید.
بردار اینها را بنویس، آقا!، لندن: بینا، بیتا؛ تهران: فرهنگ جاوید.
شعر فارسی در غربت.
- ترجمهها:
به خدای ناشناخته، جان استاینبک، تهران: آبشار، ۱۳۳۶.
زنی که گریخت، دی. اچ. لارنس، تهران: آبشار، ۱۳۳۷.
سرزمین و مردم ژاپن، ژوزفین وآن، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۲.
سیر روز در شب، یوجین اونیل، سازمان کتابهای پرنده آبی، ۱۳۴۴؛ چاپ دوم: تهران: اشرفی، ۱۳۵۷؛ چاپ سوم، تهران: فرهنگ جاوید.
پروانههای سپید: چهلوچهار اثر از بیستوسه نویسنده بزرگ جهان، تهران: آذر، ۱۳۴۵.
عشق در میان کومههای یونجه، دی. اچ. لارنس، تهران: اشرفی، ۱۳۴۵.
مالون میمیرد، ساموئل بکت، نیل، ۱۳۴۷؛ تجدید چاپ، تهران: فرهنگ جاوید، ۱۳۹۹.
خانه برناردا آلبا، فدریکو گارسیا لورکا، تهران: نیل، ۱۳۴۸؛ چاپ دوم: تهران: افراز، ۱۳۸۵؛ چاپ سوم: تهران: قطره، ۱۳۸۸.
داستان یک پولی، برتولت برشت، ترجمه هوشنگ پیرنظر، ترجمه اشعار از محمود کیانوش، تهران: نیل، ۱۳۴۹؛ تجدید چاپ، تهران: فرهنگ جاوید.
آنها زندهاند، آثول فوگارد، تهران: بینا، ۱۳۵۰، تجدید چاپ، تهران: قطره، ۱۳۸۸.
میمون گلی کوچولو، کارلو کلودی، اندیشه، ۱۳۵۰.
بچههای عموتام، ریچارد رایت، نیل، ۱۳۵۱؛ تجدید چاپ، تهران: انتشارات وال.
در انتظار بربرها، کنستانتین کاوافی، تهران: انتشارات زمان، ۱۳۵۱.
بازگشت به زادبوم، امه سزر، تهران: آگاه، ۱۳۵۴.
سلام و خداحافظ، آثول فوگارد، تهران: بینا، ۱۳۵۵؛ تجدید چاپ: تهران: قطره، ۱۳۸۸.
برف و خون، دیگنوه آلابانتزا، تهران: آگاه، ۱۳۵۶.
سیزوئه بانسی مرده است، آثول فوگارد، تهران: بنگاه نشر اندیشه، ۱۳۵۶؛ چاپ دوم: تهران: قطره، ۱۳۸۸.
جلاد، پر لاگرکویست، تهران: آگاه، ۱۳۵۷؛ تجدید چاپ، تهران: فرهنگ جاوید.
هاوائی: گوهر اقیانوس آرام، اسکار لوئیس، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳.
خنده نیشتر: داستانهای طنزآمیز از نویسندگان جهان (گزیده و ترجمه)، تهران: زلال، ۱۳۷۴.
شعر به شعر: اشعاری از شاعران جهان (گردآوری)، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۰.
مرگ و دختر، آریل دورفمن، تهران: فرهنگ جاوید، ۱۳۹۷.
- نمونه اشعار:
(۱)
مادرم، خستهای، بیا بنشین
این همه کار کردهای، بس نیست؟
غیر از تو، بگو در این خانه
ای عزیز همه، مگر کس نیست؟
صبح پیش از تمام ما بیدارص
میشوی، کار میکنی تا شب
با دو خورشید مهربان در چشم
با بهار تبسمی لبخند
آخر شب که ما همه خوابیم
باز هم، مادرم، تو بیداری
ذرهای خستگی نمیفهمم
تو مگر آفریدهی کاری؟
گاه در طول روز، در خانه
کاری از ما بخواه، مادر جان
دل من سوخت بس که مظلومی
آه داری گناه، مادر جان
مادرم، من که دخترت هستم
باید امروز همدمت باشم
شاد باشم، اگر تو هم شادی
هم که غمناک از غمت باشم
من اگر کار خانه را کم کم
از تو در کودکی نگیرم یاد
میشوم پاک تنبل و بی عار
میرود زندگامیام بر باد
فکر خود نیستی، چه باید کرد!
فکر من باش، مادرم، آخر
مثل تو مادری شوم فردا
من که امروز دخترم، مادر!
(۲)
در بهاری سرد
مرغ زیبایی نشسته شادمان بر شاخۀ اندوه!
سادگی افتاده همچون شبنمی از دیدۀ مهتاب
در سکون حیرتی خاموش
بر عقیق بوتۀ اعجاب
زندگی چون کودکی تنهاست
ساده و غمناک
اشک سردی همچو مروارید
میدود در جام چشمانش
میچکد بر خاک
زندگی زیباست
ساده و مغموم
چون غزالی در کنار چشمهای، در خلوت جنگل
مانده از دیدار جفت گمشده محروم
دیدهاش از انتظاری جاودان لبریز
زندگی چون کودکی تنهاست
ساده و غمناک
زندگی زیباست.
(۳)
یک گل، ده گل، صد تا گل
اینجا، آنجا، هر جا گل
دامن، دامن، فروردین
میروید بر دلها گل
باغ و دره پُر گل شد
کوه و دشت و صحرا گل
لبها را گل خندان کرد
شد از شادی لبها گل.
(۴)
کودک من، بهارِ من
مایهی افتخار من،
عیدت مبارک
کودک مهربان من،
بلبل خوشزبان من،
عیدت مبارک
ای گل خوبروی من،
طوطی قصهگوی من،
عیدت مبارک
کودک من، امید من،
بخت خوش سفید من،
عیدت مبارک
جمعآوری و نگارش: #لیلا_طیبی (رها)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع
- ویکیپدیا.
- سایت کتابخانه ملی ایران.
- وبلاگ رسمی محمود کیانوش: شعر جهانی (جان و جهان محمود کیانوش)
- کانال تلگرامی شعر و ادب فارسی.
![]()
- سرد شدهای:
چنان سرد شدهای که،
گمانم
به چلهی زمستان راه دارد!
#لیلا_طیبی (رهـا)![]()
📙عشق از چشمانم، چکه چکه، می ریزد!
- مُسکن بیخوابیهایم:
نیستی و،
خواب به چشم هایم،
راه ندارد...
آیی---
مُسکّن بےخوابےهـایم!
#لیلا_طیبی (رهـا)
📙عشق از چشمانم، چکه چکه، می ریزد!
سیروس رادمنش
سیروس رادمنش شاعر نوپرداز معاصر ایرانی در روز یکم بهمن ۱۳۳۴ در روستای بنآسیاب از توابع هفتکل به دنیا آمد و دوره تحصیلی خود را در مسجدسلیمان تا مقطع دیپلم سپری نمود و سپس برای اخذ دیپلم هنرستان فنی در رشته مکانیک به اهواز رفت و پس از آن موفق به گرفتن دیپلم ادبیات نیز شد.
در سالهای قبل از انقلاب آثاری از این شاعر برجسته، در نشریات ادبی همچون: تماشا، دنیای سخن، آدینه، کلک، عصر پنجشنبه و... نیز، نشریاتی در کشورهای سوئد و فرانسه به چاپ رسیده است. علاوه بر نشریات در کتاب "شعر به دقیقه اکنون" نیز اشعار او چاپ شده است. رادمنش علاوه بر شعر شناخت و اشراف مثال زدنی از دیگرِ هنرها داشت. از وی مقالات متعددی در خصوص موسیقی، سینما، نقاشی و رمان در دست است که تنها تعداد معدودی از آنها به صورت پراکنده در نشریات مختلف به چاپ رسیده است. آشنایی و شناخت رادمنش از فلسفه در اشعارش بازتاب داشته است.
وی در سالهایی پایانی عمر خود، به فعالیت مطبوعاتی پرداخته بود و سردبیری چند نشریه ادبی را بر عهده گرفته بود. رادمنش برای شاعران هم نسل خود و نیز شاعران نسل بعد، همواره به مثابهی آموزگاری توانا بوده است. وی یکی از بنیانگذاران موج شعری ناب است که در سال ۱۳۵۷ توسط "منوچهر آتشی" در مجله تماشا به دنیای ادبیات معرفی شد. رادمنش آخرین مدافع شعر ناب و نامگذار شعر میتراییک بود.
این شاعر ۱۷ شهریور ۱۳۸۷ چشم بر جهان فروبست و در بهشت زهرای هفتکل به خاک سپرده شد.
مجموعه "به نامی که دیگر نیست" حاصل شاعری رادمنش در سالهای دور و نزدیک است که از سوی انتشارات آوا نوشت در سال ۱۳۹۲ به چاپ رسیده است.
- نمونه اشعار:
(۱)
آویشنی که میسوزد
آویشنی که می سوزد در پر چینهای سپید
که سطح آبها را میبرد و حباب بر میافروزد
ستارهی نمک در دهان دارد.
جامه از خزاب، زلف از نیم سایههای بید،
طوق گریزانش نوارینه رفته تا تپههای دور.
چون رخنه میکند در مه
دشنام سرب است در باد و
پشنگ بعد از مرگ،
یک شهیهی دور
که لشکری محو را میکِشد دنبال.
(۲)
پذیرفتم
تا نصفالنهار سبز عشق
سینه بر خارای کبود
برکشم و بیابم
ترانهای که بوی تو دارد
با هودجی که رفت از خواب دارد
میبینمت کنار دل
که زلف میدهی به شبنم
و مرغان منقار کشیده ز شانههات
به جستجوی سپیده میرهند
تا بیابمت
میدانم آن ستاره
در زخم مینشیند
و تاریک میکند
روزانی که به رویا دارم.
(۳)
دردا که شاعران تنها به راه گور زیبایند
کنار خورشید
ترانهی تاریکی دارند و شب
ستارهی مادرست
آن پرندهی پَر باخته بر بام سوختگان
آن واژهی بادبُرده
در ارغوان نام
جام خدایان بر بام اتنا
عطر تلخ سقوط در مشام قوش
دردا که شاعران
رودها به قله میبرند و کس فهم نمیکند
چگونه در میان درهها میخوابند
جا که سپیدهدم
از گونههای روح نَمِ خواب میگیرد
در کفن مردگان زیبایند و
به راه بدر
گمکردگان مادرند
تنها به راه شور
دردا که شاعران
زیبایند.
(۴)
تاریک که میآیم
تاریک که میآیم
از خمان دل
زخمی از گلوی سپیده دارد
گیاهی
که خواب جوانه میبیند
ای ماه!
خراب که میشوم در بادها
دورترین ستاره
مرا میپاید و
گریه میآموزد!
(۵)
از کبودای عشق
برهنه از کبودای عشقم
که از تفکر آب
زخمی همیشه جاری
مرا
تطهیر میکند
تا آبیتر از دریای پسینگاهان
نماز خویش را
پایان برم
برهنه از کبودای عشقم و
سینه گاه آسودهی تو را
ای سپیدهی ساکت
همواره دورتر میبینم!
(۶)
از اقلیم بیعلف
دیگر بار
از اقلیم بیعلف
ستارگان بیساحل را
من
به خانه میبرم
با دستی به گریه و
دلی
بسان آب
غربت دریای مرا
تنها
سپیدهی منتظر میداند و
درخت بیآواز
که "حق" را
لب خاموش
شیواتر میگوید.
(۷)
بیستون در باران
یالی افشانده بر کتیبههای پارسی
گرفته ابرها به زیر بال
تشتر نژاده،
گلها آورده
--پردههای آذرخش و در او
بانو در ململ ابر
سدر سوزان و اسپند سیاه
بوی سفید کندر و
ساتن مه
پیکها گرد آمده تن میشویند
در استخر تاقبستان
از ژرفای خویش مینگرد
آناهیتا!
جمعآوری و نگارش: #لیلا_طیبی (رهـا)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع
- سایت اینترنتی خوز نیوز: 18 اسفند 1392
- وبلاگ کلاه کلمنتیس : 7 مرداد 1389
- کانال تلگرامی روزآمد.
- ویکیپدیا فارسی.